خیابون ، شور و تلاش زندگی

پایگاه اطلاعات علمی ، فرهنگی ، تجاری

خیابون ، شور و تلاش زندگی

پایگاه اطلاعات علمی ، فرهنگی ، تجاری

خیابون ، شور و تلاش زندگی

ضمن خوش آمدگویی به دوستان و میهمانان گرامی به اطلاع می رساند در این سایت اطلاعات بروز علمی ، تجاری ، فرهنگی و هنری در زمینه های مختلف عرضه گردیده و گفتمان های مربوطه در این مکان پیگیری و به بحث گذاشته می شود.

دنبال کنندگان ۴ نفر
این وبلاگ را دنبال کنید
پیام های کوتاه
نویسندگان
پیوندهای روزانه
آخرین نظرات

۷ مطلب با موضوع «روزگاران» ثبت شده است

روزگاران 7

Adminstartor | پنجشنبه, ۲۰ آبان ۱۴۰۰، ۰۲:۰۵ ق.ظ

همراهان وفادار درود برشما

بعد مدتی فرصت کوتاهی پیش اومد چند سطر بنویسم.این یکی دوماه اخبار خاصی نبود جز گرانی و استرس .البته خبر خوب اینکه واکسیناسیون بیشتر شده و درصد بالایی واکسینه شدن خود من دیگه موقع تزریق دوز دومم شده و منتظر انجامش هستم البته شنیدم تو اکثر کشورها پیگیر دوز سوم هستند

  • Adminstartor

روزگاران 6

Adminstartor | چهارشنبه, ۲۰ مرداد ۱۴۰۰، ۰۳:۵۵ ق.ظ

درود فراوان

همراهان و کاربران عزیز حال شما؟ انشالا که خوب و خوش و سلامت هستید.منم بد نیستم البته هنوز نمیدونم چند امروز آخرش سد را شکستم و دل بدریا زدم رفتم دانشگاه خودمون واکسن زدم اونم بنظرتون چی .بله درست حدس زدید آسترازنکا انگلیس و کره جنوبی! واقعا عجیب بود اینو داشتن البته بیشتر نوع چینی و بعضی هم ایرانیش یعنی برکت را میزدن.واکسن چینی چون معروف که عوارض نداره و مثل آب مقطره ولی آسترا هم گرونتر و نایبتره مخصوصا درایران که همه چیز خارجی ارزش بالا داره و گیر همه نمیاد.با این وجود خود منم هنوز باورم نشده آسترازنکا زدم  .منم با اینکه خوب دست ترزیقاتچی را نگاه نکردم که مطمعن بشم چیه .دیگه گردن خودش ولی برام کارت آسترازنکا زدن زیر نظر مجریش دانشکده علوم پزشکی.کارشون خوب بود و بهتر از مراکز دیگه ای دیدم پرس و جو و پیگیری میکردن خدا کنه ازین آبکی ها به ما نزده باشه.آخه عوارضش میگفتن بیشتر ولی برای من بجز کمی تب و دست درد چیز دیگه ای تا حالا نداشته .البته خداراشاکرم که تا حالا شهیدمون نکرد .میگن واکسن قوی و خوبی .3 ماه دیگه هم نوبت دومشه.

  • Adminstartor

روزگاران 5

Adminstartor | دوشنبه, ۱۱ مرداد ۱۴۰۰، ۰۳:۴۸ ق.ظ

درود دوستان همراه

امروز هم گذشت البته خوشحالم ازین که بیشتر بیرون بودم و کلی کار انجام دادم.صبح تا ظهر هم خریدهای خونه شامل خوراکی و میوه و بقیه جیزای مورد نیاز هفته را خریدم.البته چندتا از میوه ها موند برای فردا .نون تنوری بیشتر یکساعت توی صف بودم تا 20 تا نون گرفتم.معمولا فریز میکنم برای طول هفته که هر روز نرم صف نون چون واقعا از اتو کردن هم سخت تره.از نظر من این دو کار سختترین کارهای دنیا هستند .بقیه کار ها از باغبونی تا کشاورزی تا مغازه داری تا تدریس  و همه را انجام دادم ولی وای از دست اتو!البته کشاورزی بدترین کارش چیدن میوه باغ بامیه هست.با اینکه خورش بامیه بسیار خوشمزه س و بعد آبگوشت یکی از لذیذترین غذاهاست ولی

  • Adminstartor

روزگاران 4

Adminstartor | سه شنبه, ۵ مرداد ۱۴۰۰، ۰۴:۲۹ ق.ظ

درود بر دوستان و همراهان گرامی

چقد خوشحالم که دراین دنیای پرآشوب شما هستید.خداراشکر و سپاس فراوان.امروز هم مثل روزای گذشته ساده نگذشت و کلی ماجرا داشتیم.مگه میشه بدون داستان و ماجرا زندگی را سپری کرد اونم توی خوزستان عزیزم اونم نزدیک چله تابستون نزدیک وسط مرداد هستیم . ماشینم رادیاتورش را قبلا جوش کرده بودم آخه مثل خودم ماشینم هم استاری شده بود.به روسی گفتم کسی نگه حرف منفی زدم....

  • Adminstartor

روزگاران 3

Adminstartor | يكشنبه, ۱۳ تیر ۱۴۰۰، ۱۲:۵۳ ب.ظ

درود بر همراهان عزیز

حالتون چطوره؟ خوبید؟ من چند روز مریض شدم.علائمش شبیه سرماخوردگی یا گرمازدگی مال این چند روز گرم خوزستان.البته با علائم کرونا هم شبیه خودم موندم کدومش و چند روز مقاوت کردم و نرفتم دکتر چون فضای مطب و بیمارستانها تمیز نیست و منم کلی حساس و خیلی مراقبت کردم ولی فکر کنم آخرش از برادراینا به ما هم اصابت کرده.البته تا آزمایش ندم مشخص نمیشه.انشالا که طور خاصی نباشه.ولی کمی با سرماخوردگی فکر کنم فرق داره چون بعد چند روز که داری بهتر میشی دوباره اوت میکنه و شدت میگیره . به قول محلیا نمیدونم این چه کلنگی بود که زد ریشه ما را! آخه من فکر نمیکردم به این راحتی مریض شم منی که سالی نهایتش یبار سرما میخوردم و کلی حواسم به تغذیه م بود.حالا از بد روزگار مامان عزیزتر از جانم هم به سرفه افتاده و بیشتر نگران اون هستم.بهرصورت حلال بفرمایید توی این شرایط اقتصادی و گرما و ستم سازمانی و کشوری و کلی دردسر و تحمل همه این مصائب این مریضی هم بهش اضافه شده .شما چه خبر ؟ شنیدم کرونای جدید هندی کل دنیا را د اره درگیر میکنه.ایران را از جنوب تا شمال درگیر کرده فعلا که مثل اینکه به ما هم شاخی زده! داریم در شهر و پایتخت  مقاومت از خودمون مقاومت میکنیم.شما هم مقاومت کنید و با انرژی های مثبت پشتیبانی کنید که بتونیم به راهمون ادامه بدیم و کیفیت بدیم به کارهامون.به امید روزی که رونق بیاد و بتونیم مثل گذشته ها سفرهای رویاییمون را شروع کنیم و جهانگردی را باهم آغاز کنیم.خیلی جاها هست که باید ببینیم .تابستون شنا گردش  پیاده روی در جنگل و بیایون.چه شود.ببینید با اینکه مریضی جون برام نذاشته ولی کوه انرژی هستم و منتظر فرصت برای گردش گروهی و خنده و قه قه خاطرات خوش سفر.آینده روشن خواهد بود با آسمانی آبی و ساحلی زیبا.ارادتمند علیرضا

  • Adminstartor

روزگاران 2

Adminstartor | شنبه, ۲۹ خرداد ۱۴۰۰، ۰۶:۱۵ ق.ظ

درود دوستان همراه

امیدوارم حالتون خوبه باشه.امروز جمعه بود که گذشت و وارد شب شنبه شدیم .عجب روز طولانی پراسترس و خسته کننده ای بود.طوری که برخلاف گفته هام در روزگاران 1 واقعا حوصله م سررفت! باورتون میشه من پر حوصله امروز اینجور شدم ؟! من در دهه چهارم زندگیم حوصله م سر رفت.نمیدونم تبریک بگم یا تسلیت.از اولین دفعه هاست وظیفه م که بهش عادت داشتم و خودکار انجامش میدادم یوسف کنعانم شد!خودمم موندم چطور اینطور شد!هرچه بود گذشت و هنوز بهش دارم فکر میکنمچطور خودمو راضی کردم.نمیدونم با خودم که فکر میکنم میبینم حقوق معام بزرگوار از استاد ارجمند گذشته و عجایب روزگار را رقم زده.اینا امروز ترمز عادت هام شد و منم رکورد عمرم را زدم!پروردگار حافظمون باشه دراین روزگار غریب.نظرتون چیه من دیوانه ام یا دیوانه منم؟ بگذریم جوابو یافتم اورکا اورکا.پنجشنبه عصر خبری شنیدم که این دیوانگی شاید دلیلش باشه. برادر کوچکترم با همسرش و بچه شون رفته بودن دوره همی خونه مادرخانمش یا به قول خودمون خسیش.داداشم اینا طفلکیا توی این دوسال بحران پاندمی کرونا خیلی رعایت میکردن طوری که منی که خودمم سعی کردم استانداردهای بهداشت را انجام بدم بهشون میخندیدم ازبس حساس بودن.ماسک چندلایه دوش مداوم دوری از تمام فامیل و هزار کار که اینا حداقلش بود.خلاصه افراط عجیب و غریب طوری که داشتن به سلامتی جسمیشون لطمه میزدن و ما هی نصیحت و تذکر میدادیم زیاده روی تو هیچ کاری خوب نیست و از ما گفتن و از اونا نشنفتن.سرتون را درد نیارم سر یه دوره همی ساده داداش و خانواده ش و فامیلشون همه دچار کرونا شدن!!!! اصلا هنوز باورم نمیشه آخه بعد این همه مراقبت اینجور شدن و ما هم حسابی غافلگیر شدیم و هنوز خودم در شوک هستم .خداراشکر داداشم اینا بهترن ولی خانواده خانمش یکی دوتاشون کمی بدحالن و از خدا آرزو میکنم سریع سلامکتیشون را بدست بیارن.لعنت بر کرونا چینی و باعث و بانیاش که مردم را گرفتار کردن .واقعا موندم چی بگم علت سراسیمگی این دو روزم بجز مشغله های ذهنی همیناس که توی غم فروبردم .انشالا کسی دچارش نشه من که خودم وحشت کردم مریض نشم.شما هم دعا کنید تندرست باشیم و در صحت و  سلامت یار و همراه باقی بمونیم که بتونم براتون بیشتر مطلب بفرستم.دوستان مراقب باشید خیلی ویروس اسمارت و خطرناکیه و تولید آزمایشگاه انسانهای بی وجدانه.راه حلش واکسن که  هنوز در دسترس نیست و امیدوارم سریع انجام بشه و دوباره به زندگی واقعی برگردیم.دوستتون تا مطلب بعدی بدرود

  • Adminstartor

روزگاران 1

Adminstartor | شنبه, ۱ خرداد ۱۴۰۰، ۰۲:۲۴ ق.ظ

دوستان سلام

بعد مدتها به فکر این افتادم مطالب شخصی هم داشته باشم.

امروز بامداد اول خردادماه سال 1400 خورشیدی است.دیکته و دست خطم تعریفی نداره و روشون کارنکردم ولی حرف برای گفتن دارم.فکرکنم خیلی زیاد اما کارهای دانشگاه اکثروقتمو میگیره و نمیزاره تمرکز کنم و به این بلاگ برسم.البته ناامیدنیستم و صبوریمو هنوز ازدست ندادم و تلاشمو میکنم خواننده و بازدیدکننده ها رضایتشون برقرار بشه.آخه قبول کنید دقیقا در روزگاری هستیم که از جوانب مختلف بمباران شدیم و فکر آدم مشغول همین بمب های بی ارزش ولی تاثیرگذار برزندگیست.میدونم دنیای فردا زیباتر پرانرژی تر و عجیبت از کل دوران ماست.خدا کنه این کرونای ظالم کوتاه بیاد و آرامش برگرده به ما ایرونیهای دوست داشتنی و حتی بقیه دوست نداشتنی ها.

خلاصه از دیروز که شده امروز بگم براتون اولین خاموشی برق شهرمون دزفول توی گرمای ظهر را تجربه کردیم و کمی خونگرمتر شدیم از لطف سازمان برق.تازه دو لامپ ال ای دی سوخت فدای سر سازمان و رسیور تلویزیون. عصر بعد دو هفته اول رفتم زیارت اهل قبور مخصوصا یکی از فامیل که تازه به جهان جاوید رفت و همین طور پدر گرامی که معمولا اخر هفته میرم عرض احترام.البته نگید مرده پرستم چون زنده هم بودن احترامشون را کامل داشتم چون معتقدم تمامی موحودات درکائنات ارزشمند و قابل احترامند.برگشتنی رفتم دنبال دوست صمیمیم علی .خودمم علیرضام ولی علی صدام میکنند.بعد گپ و گفتگو و دور دور معمول رسوندمش خونشون و افتادم دنبال پیداکردن تعمیرکار رسیور .کلی گشتم چون دیروقت بود مورد خاصی پیدا نکردم .یکی ادرس یک مهندس کارکشته برق بهم داد .رفتم اونم بسته بود.یه خونه قدیمی بود که روی درش شماره موبایل اوسا را نوشته بود.بهش زنگ زدم گفت الان میام .خوشحال شدم اومد پیرمرد بود مهندس قدیمی برق .اصل اصل بود سریع پیچاشو باز کرد فهمیدم حرفه ایه کلی تلویزیون شکسته ریخته بود اونحا .پاور رسیور سوخته بود بخاطر نوسان برق شانس یه پاور از خرت و پرت ها بست روش گفت نوش کردم گفتمش آره جون خودت ولی چاکرتم که کارو راه انداختی.من خودم کلی کامپیوتر و دیجیتال کار کردم میفهمم پاور اسقاطی با نو چه فرقی میکنه ولی برام مهم این بود که سریع مشکلمو حل کرد.کاش همه مثل این ادما باشن.خوشحالم روز پرکار و موفقیت آمیزی داشتم .حالا بعد خبرهاو اتفاقات دیگه را به مرور مینویسم.پرحوصله باشید و تندرست و بدور از کرونا

  • Adminstartor